بستن
کد خبر: ۱۵۲۰۴۸۲
«آرمان ملی» رفتار فعالان سیاسی در فضای مجازی را بررسی می‌کند

فرهنگ سیاسی در عصر شبکه‌های اجتماعی

فرهنگ سیاسی در عصر شبکه‌های اجتماعی
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: یک سؤال ساده بخش مهمی از رفتار سیاسیون در شبکه‌های اجتماعی را توضیح می‌دهد. سوال این است که اگر قرار نیست با مخاطب خود گفت‌و‌گو کنید، چرا اصلاً وارد شبکه اجتماعی شده‌اید؟ آنهم وقتی انواع تریبون‌های یک طرفه را در اختیار دارید؟ البته پاسخ روشن است برای دیده شدن، اثرگذاری، تبلیغ مواضع، جذب مخاطب و تأثیر گذاشتن بر افکار عمومی و یا به قول حمید رسایی حضور در میدان نبردی که از دیگران برنمی‌آید و برای پاسخ به شبهات. اما مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

 شبکه اجتماعی را نمی‌توان فقط برای سخن گفتن خواست و بخش شنیدن آن را نادیده گرفت. نمی‌توان تریبون را برداشت و میز گفت‌و‌گو را کنار گذاشت، اما چنین برداشتی در میان بخش گسترده‌ای از سیاستمداران ایرانی چندان جا نیفتاده و نکته جالب‌تر اینکه این مسئله منحصر به یک جناح نیست. تندرو و اصلاح‌طلب، اصولگرا و میانه‌رو، ممکن است در بسیاری از مسائل سیاسی مقابل یکدیگر ایستاده باشند، اما در یک نقطه به شکل عجیبی اتفاق نظر دارند که مخاطب را برای شنیدن می‌خواهند، نه برای گفت‌و‌گو. اخیراً یکی از فعالان سیاسی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارد، در پاسخ به این پرسش که چرا به کامنت‌ها پاسخ نمی‌دهد و وارد گفت‌و‌گو با کاربران نمی‌شود، با صراحتی باور نکردنی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، گفت: «پاسخ دادن را دون شأن خود می‌دانم و علاوه بر آن، فرصت ندارم به کامنت‌ها جواب بدهم».

شکل دیگر ارتباط

قسمت دوم پاسخ او قابل فهم است که هیچ سیاستمداری نمی‌تواند به صد‌ها یا هزاران کامنت پاسخ بدهد و حتی ممکن است یک فعال سیاسی فرصت خواندن همه پیام‌ها را نداشته باشد، اما در «دون شأن دانستن» پاسخ به مخاطب، دیگر مسأله وقت مطرح نیست؛ مسئله نگاه به مخاطب است. این جمله، شاید ناخواسته، یک فرهنگ سیاسی قدیمی را لو می‌دهد؛ فرهنگی که در آن صاحب تریبون در جایگاه سخن گفتن قرار دارد و مخاطب در جایگاه شنیدن. سیاستمدار می‌گوید، مخاطب گوش می‌کنند. سیاستمدار توضیح می‌دهد، مردم قانع می‌شوند و سیاستمدار موضع می‌گیرد، مردم واکنش نشان می‌دهند، اما اینکه شهروند بتواند مستقیماً سؤال کند و صاحب تریبون را وادار به پاسخ کند، هنوز برای بسیاری از فعالان سیاسی طبیعی نیست. نکته این است که شبکه‌های اجتماعی دقیقاً برای طرح کردن شکل دیگری از ارتباط ایجاد شده‌اند، نه ادامه دادن روش گذشته. 

بلایی به نام ادمین!

کسی که فقط پست منتشر می‌کند، اما حاضر نیست وارد گفت‌و‌گو شود، در واقع رسانه جدید را با منطق رسانه قدیم اداره می‌کند. فقط شکل تریبون عوض شده است. میکروفون از سالن سخنرانی به صفحه تلفن همراه منتقل شده، اما صاحب میکروفون هنوز همان تصور قدیمی را دارد: «من سخن می‌گویم، شما گوش بدهید». در حالی که مخاطب امروز فقط گوش نمی‌دهد، او از یک فعال سیاسی یا یک مسئول انتظار دارد که در مقابل اعتراضی که می‌کند، سؤالی که می‌پرسد، سندی که می‌آورد و در نهایت اشتباهی را که گوشزد می‌کند و صاحب اکانت را به چالش می‌کشد، پاسخ دریافت کند. شاید یکی از دلایل وفور ادمین‌ها در فضای مجازی همین باشد. برخی از صاحبان اکانت با صراحت گفته‌اند که کسی صفحه آنها را می‌چرخاند. در بین اصلاح‌طلبان چند نمونه وجود دارد که چنین حرفی را با صراحت گفته‌اند. هرچند تغییری در معادله ایجاد نمی‌کند، اما صاحبان اکانت‌های غیر اصلاح‌طلب و نزدیک به تندرو‌ها حتی چنین ادعایی را هم مطرح نکرده‌اند که کسی صفحه آنها را می‌چرخاند. چرخاندن صفحه مجازی به دست دیگری چند مشکل ایجاد می‌کند. اول اینکه اشتباهات املایی و دستوری و یا اشتباهاتی که در اطلاعات ارائه شده وجود دارد به پای صاحب اکانت نوشته می‌شود، نه ادمینی که صفحه را می‌چرخاند. مشهورترین نمونه از این دست، غلط املایی اکانت دکتر زیباکلام است که به اسم او نوشته شد، با اینکه چندبار گفته بود که ادمین صفحه را می‌چرخاند و حتی اسم او را هم آورده بود، اما عده‌ای به صفحه او حمله‌ور شدند و این غلط املایی را به رخ کشیدند. این روز‌ها با هوش مصنوعی به سادگی می‌توان کلیپ‌های چند ثانیه‌ای ساخت، این مورد هم به موارد قبلی اضافه شده است. وزیر دولت سابق کلیپ هوش مصنوعی را در صفحه خود منتشر می‌کند و دیگر کاربران او را مورد هجمه شدید قرار می‌دهند که وزیر مملکت نمی‌تواند هوش مصنوعی را از تصاویر واقعی تشخیص دهد. هرچند ممکن است گناه بر گردن ادمین باشد، اما به اسم صاحب اکانت نوشته می‌شود. 

دو جریان در یک نقطه

البته نباید دچار افراط شد و انتظار داشت که صاحب اکانت به هر سوالی پاسخ دهد. پاسخ ندادن به هر کامنتی الزاماً ایراد نیست و سیاستمدار قرار نیست به هر توهین، ناسزا یا اظهارنظر بی‌ارزشی پاسخ بدهد. حتی پاسخ دادن به همه کامنت‌ها از اساس امکان‌پذیر نیست. مسئله چیز دیگری است. مسئله این است که آیا سیاستمدار اصل گفت‌و‌گو را به رسمیت می‌شناسد یا نه؟ آیا حاضر است گاهی به یک پرسش جدی پاسخ بدهد؟ آیا حاضر است در برابر یک نقد مستدل توضیح بدهد؟ آیا اگر اشتباهی رخ داده باشد، آن را بپذیرد؟ آیا حاضر است با کسی که به او رأی داده یا حتی به او رأی نداده، وارد گفت‌وگویی محترمانه شود؟ متاسفانه چنین چیزی مشاهده نمی‌شود، اما همین پرسش‌ها تفاوت میان حضور در شبکه اجتماعی و فهم شبکه اجتماعی را مشخص می‌کند. در عین حال ممکن است هر سیاستمدار یا مسئولی برای پاسخ ندادن به کامنت‌ها، دلیل خاص خود را داشته باشد، اما با وجود دلایل و انگیزه‌های متفاوت حاصل یکی است؛ سیاستمدار در شبکه اجتماعی حضور دارد، اما آن را به درستی درک نمی‌کند. این همان جایی است که دیگر اصولگرا و اصلاح‌طلب از معنا تهی می‌شود. این همان جایی است که درک صریح و روشن از فضای مجازی مطرح می‌شود و اینکه آیا فعال سیاسی چنین درکی دارد یا نه. اگر کسی منتقد را بی‌ارزش بداند، دیگری کامنت را بی‌اهمیت تلقی کند، مسئولی پاسخ دادن را دون شأن خود ببیند و دیگری آن را اتلاف وقت تصور کند، در همه این حالت‌ها شهروند از طرف گفت‌و‌گو به مصرف‌کننده پیام تبدیل شده است و این اصلا مسئله‌ای رسانه‌ای نیست، مسئله‌ای است کاملا و عمیقا سیاسی. 

خلاف انصاف؟‌

می‌توان جامعه‌ای را فرض کرد که در آن سیاستمدار عادت کرده از بالا با مردم سخن بگوید، اگر او در برابر رسانه‌ای قرار بگیرد که مسیر را برعکس کند و رسانه امکان سخن گفتن از پایین به بالا را فراهم کند، بسیار طبیعی است که احساس راحتی نکند. شاید این همان نقطه‌ای است که دری به فیلترینگ هم باز می‌شود. اگر قرار بود سیاستمدار و فلان مسئول هم همین استفاده‌ای را از فضای مجازی داشته باشد که عموم کاربران دارند، در آن صورت نمی‌توانست مانند رسول جلیلی به فضای مجازی نگاه کند و بگوید: بازگشایی اینستاگرام برخلاف عقلانیت و انصاف است. اگر آقای جلیلی در همان اینستاگرام چنین حرفی را می‌زد، تردید نیست که هزاران کامنت در پای سخن او می‌نشست و از او می‌خواست ربط بین بازشدن اینستاگرام و عقلانیت و انصاف را باز کند. ارتباط مستقیمی که در فضای مجازی بین کاربران و مسئولان به وجود آمده، کاملا جدید است و عجیب نیست که برخی از مسئولان نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، اما این فقط یک تغییر تکنولوژیک نیست، یک تغییر در رابطه قدرت است و دقیقا به همین دلیل، سیاستمداری که وارد شبکه اجتماعی می‌شود، اما فقط بخش سخن گفتن آن را می‌خواهد، در حقیقت هنوز مناسبات رسانه‌ای دوران پیش از شبکه‌های اجتماعی را با خود حمل می‌کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار